بهاری دیگر آمده است
اما بر آن زمستانها که گذشت نامی نیست.
می دانم بهار میاید با کمبزه و خیارهایش. میدانم بهار می آید،ولی خاطره این زمستان را کدام تابستان از خاطر من خواهد زدود؟
توی فارسی مثالی هست که میگوید: سر سیاه زمستان. همیشه از خودم می پرسیدم، زمستان با اینهمه برف کجایش سیاهست،حالا میدانم زمستان کجایش سیاهست. زمستان همه جایش سیاهست، زمستان اصلا دلش سیاهست.
سلام هليا يه ضرب المثلي داريم كه مي گه زمستان مي ره و روسياهي به زغال مي مانه … واي كه منم منتظرم اين زمستان بره اين زمستان ايران و اون وقت بهارش بهار مي شه بهاري كه توش مي ريم جمشيديه مي رقصيم با دامنهاي رنگي … اينجا هم داره بهار مياد با باد و ابر و كوه جايت خالي باري