تولد سی سالگیم

فردا تولد سی سالگی ام است. فردا درست روزی است که سی ساله می شوم. باید روز مهمی باشد. مدتها نگران و دلواپس این بودم که ای  وای سی ساله شدم و هیچ غلطی نکردم ولی حالا دیگر خیلی نگران نیستم. شاید نگرانی ها را کناری گذاشته ام یا دیگر می دانم که برای اینکه قبل از سی ساله شدن غلطی بکنم خیلی دیر شده است. تنها کاری که  به ذهنم رسید این بود که بر خلاف سالهای گذشته که سعی می کردم تاریخ تولدم را از یاد همه ببرم  و آن روز را به سکوت و تنهایی طی کنم که اغلب نمیشد و خواهران و برادرانم سعی می کرند هدیه هایی که من به بچه هاشان برای عیدی داده بودم را توی تولدم جبران کنند، یک تولد زورکی برای من می گرفتند و من هی مجبور میشدم زورکی لبخند بزنم و هی  متولد باشم. ولی امسال  به مناسبت اینکه عدد سنم به عدد مبارک سی دارد می رسد تصمیم گرفتم جشن بگیرم. بعضی از دوستهای دانشگاه و غیر دانشگاه و البته نامزد یا شوهر یا دوست پسرم  و همخانه ام  را دعوت کردم و می خواهم کیک بپزم و امسال به جای غصه خوردن تولدم را کنار دوستانم جشن بگیرم. می دانم این ایده شبیه ایده های این روان شناسی های در پیت می مونه ولی اعتقاد دارم اگر جور دیگری به قضایا نگاه کنم، اوضاع جور دیگری پیش خواهد رفت. . من سالها تولدم را با اندوه و ناراحتی طی کردم  و سال اندوه زده ای داشتم،امسال میخواهم با شادی توام باشه،  و میخواهم که سال شادی هم باشه. حس میکنم امسال باید سال خوبی برای من باشه. ایده هام برای زندگیم روشن تر از پارساله و بیشتر از گذشته بر ترسهای دورنی ام آگاهی دارم. احساس میکنم کنترل بیشتری برخودم دارم. حس ام، حس خوبیه اگر چه هنوز خیلی اضطراب دارم ولی حس خوبی با من هست که می گوید :جاده ها در انتظارند! بزن به راه

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s