از عشق شرمنده نبود

چند روز پیش یک بار دیگر با او حرف زدم. از عشق شرمنده نبود. از اینکه 5 سال عاشق مردی زن و بچه دار بوده ناراحت نبود. حتی لحظه ای هم حس گناه نداشت.  همه عشق بود. هنوز از چهره معشوقش دفاع می کرد. من خشمگین بودم که این مرد زندگی هر دو زن را نابود کرده، هم همسر خودش که حالا به دامان افسردگی فرو افتاده و هم زندگی او را که  سالها در یک رابطه معلق او را نگه داشته است؛ ولی او برای هر چیزی توجیهی داشت. اینکه آن مرد و همسرش  زوج همخوانی نبودند، اصلا از روز اول هم به درد هم نمیخورند، اینکه او از روز اول می دانسته مرد همسر و فرزندانی جای دیگری دارد و این خطا را نباید به حساب مرد که باید به حساب دل دخترک گذاشت. عاشق بود، هنوز هم عاشق بود. این جور عاشقی ها را می شناسم،  از اینجور عاشقی ها دیده ام حتی خودم سالها درگیر همچین رابطه ای بوده ام. سالها خودم در دام چنین عشقی یا توهمی از عشق گرفتار بوده ام ولی حالا دختری 31 ساله را می دیدم که دهانش برای محکوم کردن هر کسی بسته است. نه خودش را محکوم می کند(یا اگر میکند به روی خود نمی آورد)  نه معشوق  به زعم من خودخواهش را و نه حتی قوانین ضد انسانی این جامعه را . چنان به قضا و قدر  خو کرده و سرنوشتش را پذیرفته که دیگر هیچ گزینه دیگری را نمی بینید. حالا  نشسته است تا بزرگ شدن سومین فرزند معشوق سابقش را تماشا کند و شاهد باشد که در غیاب او معشوقش به دامان زن دیگری، اما این بار به مدد پول ، آویخته است. برخوردش مرا میخ کوب کرد و فقط می توانم بگویم لابد همان چیزی است که به آن می گویند عاشقی.

Advertisements

2 پاسخ به “از عشق شرمنده نبود

  1. سلام
    مطالب زیبا و جذابتون رو گاهی می خونم.ولی این مطلبتون نظرم رو جلب کرد نمی دونم چرا هیچ وقت نمی تونم این احساس رو که عاشق یک مردی که خانواده داره بشم رو درک کنم. شاید به این علت که تا به حال برام پیش نیومده.نوشته بودید که خودتون هم درگیر همچین عشقی بودید برام جالبه بدونم که یک مرد با وجود همچین عشقی توی دلش چرا باید تن به ازدواج با کس دیگری رو بده؟
    تا حالا خواستید خودتون رو جای همسر اون مرد بدونید و به احساسات زنی که با امید یک عشق پاک ،تن به ازدواج به مردی می ده ولی در نهایت قربانی خود خواهی یک آدم دیگه می شه؟ آدمی که هم جنسش هست .نمی دونم. و هیچ وقت نمی خوام جای یکی از این سه نفر باشم.

    • گلسا من هم از عاشقی خیلی سر در نمی آورم، ولی فقط میدانم که آدم عاشق کسی میشود و آن آدم گاهی شرایطی داره، گاهی شرایط خوب و گاه بد.
      عشق اگر به مفهموم خیلی شرقی اش بخواهیم تفسیرش کنیم واقعا منطق بر نمی دارد. به همین خاطر من خیلی از عشق دفاع نمیکنم. نوعهای دیگری از دوست داشتن را خیلی بیشتر می پسندم. در جواب سوالت فقط دوست دارم بگویم.، قضاوت نکن، ما هیچ وقت از دلمان خبر نداریم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s