با کی بدوم؟

دیدید بعضی آدمها جوری اند که آدم از بودن باشان لذت میبره؟ یه جوری یک انرژی توی فضا پخش می کنند که آدم کنارشان حس خوبی داره. آدم حس میکنه کنار اونها همیشه اتفاقهای خوب می افته یا آدم چیزی یاد میگیره یا در معرض لحظه های خوبی قرار میگیره.چند تا دوست و یه هم اتاقی داشتم که کنارشان حس خوبی داشتم. البته هم اتاقی آخری سر اشتباه خودم از دست رفت. حالا یه هم اتاقی دارم که گرچه دختر بدی نیست ولی واقعا وجودش از انرزی تهیه یا لا اقل از آن دست انرژی که من می خواهم. امشب می خواهد بیاید با من بدود، دوست ندارم بیاید، یعنی واقعا هم صحبتی اش چیز لذت بخشی نیست.  می دانم این اخلاق دنباله رو و غیر خلاق اش باعث می شود که حس کنم  انگار یک بچه را با خودم برده ام بیرون، هی باید مراقبش باشم. روم نشد بگم نه، بعدش هم گفتم بگذار بیاد شاید اینقدر ها هم بد نباشد، حالا قرار است بیاید با من بدود، تنها زمانی که برای اینکه تنها باشم برای خودم کنار گذاشته بودم.

اعصابم خورد است کلا، مثل همیشه که اعصابم خورد است گیر میدهم به گذشته ها. مثلا  الان گیر داده ام به اولین هم اتاقی ام که با دلخوری از هم جدا شدیم و البته اینکه خوشحالم که کنارش نیستم و مجبور نیستم همیشه انرژی منفی و نک و نالهایش را پذیرا باشم،خوشحالم که کنارش نیستم ولی انگار آن مدتی که کنارش بودم بدجوری حال مرا گرفته که هنوز وقتی از چیز دیگری دلخورم یاد او می آید توی ذهنم. عجب یک شنبه ای شد امروز……

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s