خشم

یک جور عصبانیت،خشم یا نفرتی در من خانه کرده است که هرقدر که پنهانش میکنم، سرکوبش میکنم و به فرو می رانمش باز سر بلند می کند و خودش را نشان میدهد. خشم یعنی خشم! یعنی میتوانم دیوانه وار فریاد بکشم و بر سینه تو مشت بکوبم.

نمیدانم این خشم از کجا می آید و چطور آرامش کنم. فقط میدانم هست و انکارش دیگر سودی ندارد.

دارد قفسه سینه ام را میشکافد

 

Advertisements

1 پاسخ به “خشم

  1. هليا در من هم بر خلاف انتظارم خيلي وقتها اين حسها هست و كلملا تجربه كرده ام كه آتششان جز درون من چيزي را نمي سوزاند … من فهميده ام راه حلش سركوب يا پنهان كردن نيست بازگشت به گذشته براي پاك كردن آنچه در روح و روان آدم به جاي مانده ميسر نيست شايد تنها راه فراموشي باشد و بخشيدن
    قدرت زيادي مي خواهد بخشيدن و تمرين زياد من دارم تمرينش مي كنم تمرين بخشيدن و رها كردن
    براي تو هم آرامش آرزو مي كنم دوستم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s