امروز شنا کردم

من امروز رسما شنا کردم. تا حالا همه اش تمرین و شکست بود. امروز چند متر را بدون اینکه پایم به زمین برسد یا از هیچ وسیله کمکی استفاده کرده باشم شنا کردم. شنایم البته شنای قورباغه و آسانترین شنا بود ولی همین امروز را باید به عنوان اولین روزی که در زندگیم شنا کردم جشن بگیرم. یادگیری شنا برای بزرگسالان اصلا آسان نیست. کسانی که شنا را درکودکی یادگرفته اند شاید هرگز این مساله را نتوانند درک کنند. فقط ترس از آب نیست، فقط ترس از غرق شدن و خفگی نیست. ترس از نتوانستن، خرابکاری کردن،جلوی دیگران آبروی خود را بردن هم هست. یک فشار اجتماعی و فکری هست که علاوه بر نا آموختگی بدن باعث ایجاد مشکل می شود. واقعا فائق آمدن بر این ترس و تردید ساده نیست. روز اول شنا حتی نمی دانستم کجا باید بروم و لباسهایم را عوض کنم. حتی پیدا کردن رخت کن و دوش و … برایم ساده نبود . ولی اول از همه خوشحالم که اینقدر دل و جرات داشتم که اینکار را شروع کردم. بعدش خوشحالم که تا اینجا ادامه اش دادم. هنوز نمی توانم بگویم شنا بلد هستم. می توانم بگویم کمی شنا کرده ام. البته به این سادگی ها ول کن ماجرا نیستم و البته حتما که تا شنای خوب و حرفه ای یاد نگیرم ماجرا را بیخیال نمی شوم. می خواستم جایی گفته باشم که خیلی خوشحالم و امروز از خودم خیلی راضی ام.

خیلی خوشحالم 🙂

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s