توی یه مطلب بسیار خوبی با عنوان » قدرت آسیب پذیری» این جمله را شنیدم که » اگر چیزی را نمی توانی اندازه بگیری، آن چیز وجود ندارد» گاهی حس میکنم اگر چیزی را نمی توانم روشن بنویسم پس آن چیز اصلا وجود ندارد.

این روزها مسایلی برایم پیش آمد،درگیریها و دلخورهایی پیش آمد که همه اش می گفتم می آیم اینجا و می نویسم  . ولی اینقدر ذهنم شلوغ بود و کلمه ها در ذهنم در حال فرار بود که نشد چیزی بنویسم. حالا می بینم که چیزی ندارم که بنویسم. یکسری بدفهمی های متقابل بوده که حتی به روشنی نمی توانم توصیفش کنم. حتی نمی توانم بگویم که از چه ناراحت بودم یا چه می خواستم . واقعا وقتی حس آدم روشن نیست، شاید بهتر باشد که خیلی به آن اهمیت ندهیم و فکر کنیم که انگار اصلا وجود ندارد.

می توانم بگویم وقتی نمی توانم چیزی را به روشنی شرح دهم،هنوز برایم به هستی نیامده است.

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s