چند روز پیش خانه یک دوست ایرانی بودم، یک دختر 22 ساله که همراه خانواده اش به سوئد مهاجرت کرده.حرف سر دوست پسرهای سابق دختر شد و مادرش که از یکی از دوست پسرهای سابق دخترش دلخوشی نداشت به شوخی به من گفت،  تو هم قبلا اینقدر با دوست پسرهای عجیب و غریبت مادرت را اذیت کردی؟

اولش کمی مکث کردم که چی جواب بدهم به این مادر و دختر که اینقدر روابطشان راحت است و احتمالا همچین تصوری هم از من  و مادرم دارند. خلاصه  جواب دادم  که من و مادرم هر دو همدیگر را بسیار اذیت کردیم. کمی خلاصه گفتم که مادرم مذهبی بود وچیزی خارج از ازدواج را مشروع نمی دانست.

فکر کنم دوستانم خودشان فهمیدند که چقدر این سوال من را دگرگون کرد که دیگر چیزی نپرسیدند. ولی توی ذهن من ،انگار که یک فیلم سینمایی نمایش داده شود، تمام لحظات تلخ و بحرانی که با خانواده و مخصوصا مادرم داشتم ،جلوی چشمم ظاهر شد. یاد آن همه فشار برای ازدواج، نصیحت ها و گوشه کنایه ها از دختر ترشیده شدن من،خواستگارهای زورکی، آنهمه تحقیر، آنهمه تلخی و بد خلقی میانمان، همه و همه از جلوی چشمم گذشت.

می دانم آنهمه تحقیر و توهینی که در تمام این سالها تحمل کردم،چقدر مرا عوض کرده است. در شگفتم چطور بعد از اینهمه سال ما هنوز به هم سلام می کنیم، دلمان برای هم تنگ می شود،من وقت بی پولی از خانواده قرض می گیرم ، برادرم پسته وگردوی تازه پست می کند، استکهلم و من برای سلامتی مادرم نگران می شوم.

چطور یعنی؟ این یعنی خانواده؟ یعنی وقتی خانواده شدی اجازه داری و اجازه می دهی که اینقدر کسی را آزار بدهی و آزار ببینی؟ یعنی هرقدر هم رابطه آسیب زا بود، ادامه بدهی؟ یعنی هر بهایی را بپردازی؟ چرا همان سالهای جوانی ما از هم جدا نشدیم؟پدر و مادرم مرا از فرزندی محروم نکردند و من پی کار خودم نرفتم؟ چرا ماندیم و اینقدر همدیگر را آزار دادیم؟ چرا؟

حالا سالها گذشته. آبها از آسیاب افتاده. دیگر پدر و مادر مرا به همین شکل ،البته 6 هزار کیلومتر دورتر،پذیرفته اند. من هم که همیشه نصف بیشتر پایم از زندگیشان بیرون بود،دیگر حتی سایه ام را هم از زندگیشان بیرون کشیده ام. شده ایم یک خانواده با «فهم متقابل» . در کار هم دخالتی نمی کنیم. ولی من به اندازه مرده های هزار ساله خسته ام. من خسته ام. من این فتیله را ته سوازندم.همه چیز خیلی دیر اتفاق افتاد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s