آن دست گرم

خسته ای و دوست داری کسی که دستهاش از دستهای تو گرمتره،دستهات را توی دست بگیره و بگه درست میشه. همه چیز  درست میشه. دوست داری یکی که صداش از تو گرمتره حرفهای دلگرم کننده بزنه. دوست داری یکی که حواسش جمع تره بره برات یک لیوان چایی  خوشرنگ بریزه .دوست داری یکی که حوصله اش  بیشتره برات لوبیا پولوی عشق درست کنه و حرفهای خوب بزنه . خسته ای . می دانی که هیچ قهرمانی نیستی. می دانی که فقط یک دختر سیاهموی سیاه رو هستی که خیلی خسته است. و هیچ دستی کنارش نیست.همین

 تنهایی این تنهایی را خودت انتخاب کرده ای. این همه فیلتر و سنجه برای انتخاب دوست را خودت خواسته ای. هنوز به انتخابم ایمان دارم. هنوز فکر میکنم این بهترین انتخاب ممکن بود . گرچه چیزی از فقدان آن دست گرم نمیکاهد

Advertisements

4 پاسخ به “آن دست گرم

  1. ااااا، یعنی چی میدانی قهرمان نیستی؟ مگه قرار بوده قهرمان باشی؟ تازه مگه تو همین چند پست قبل ننوشته بودی که خیلی به خودت افتخار میکنی که همه اون سد ها رو پشت سر گذاشتی؟ چی شده مگه؟

    • همین صبایی. همین که فقط حتی یه دستی نیست یکبار یه چایی گرم تعارفت کنه. ماجراهای خردترش را حضوری خدمتتان میگم 😦

  2. سلام به دختر سياه موي سياه روي در واقع دختر نمكي … همين ديگه … فقط يك سلام …

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s