در حاشیه

قصه های گربه سه: منو نوازش کن

توی این چهار روزه، گایا هزار ساعت از من ماساژ گرفته.الانم بعد از یه ماساژ حسابی  روی دست چپم خوابیده یه دستی دارم تایپ می کنم.

راستی واکنشش نسبت به رنگ خیلی جالبه. قرمز رنگ محبوبشه. ازدیروز که از مادر دیوید یه موش قرمز هدیه گرفت، رسما اسباب بازیهای دیگه  ازجمله موش صورتی و خاکستری را فراموش کرده است.

Advertisements

2 پاسخ به “قصه های گربه سه: منو نوازش کن

  1. اين نوشته خيلي بامزه بود گايا خانم عين يه بچه مي مانه انگار تمام مدت داشته اي درباره بچه ات صحبت مي كرده اي … بعد من بايد تو را با تصويري كه خودت از وقتي مادر مي شوي، تصور كنم … بلوز و دامن مرتب موهاي مرتب شانه خورده با شالي روي شانه ها و لبخندي مهربان وحاكي از رضايت ….

    • اندیشه جون اگر دستم می رسید حتما تا حالا مادر شده بودم/ گایا نزدیک ترین حس من به مادریه. میدانم احمقانه به نظر میاد ولی گاهی که بغلش میکنم با تعجب از خودم می پرسم آیا واقعا هلیا تو این زاییدی یا نه؟گاهی فکر میکنم من زاییدمش.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s