عدالت زندگی

امروز رفته بودم خانه ی یک دوست ایرانی. این دوستم یک مستاجر جدید دارد که یک دختر افغان است.نشسته بودیم ناهار میخوردیم که دخترک آمد در زد. خواهشی داشت. باید قبضی را پرداخت میکرد ولی پولی توی حسابش نبود. همینطور صداشان را کنار در می شنیدم که دوستم قول داد که قبض را برای دخترک بپردازد. بعد دخترک را دعوت کرد داخل خانه و سر صحبت طولانی من با او باز شد.

از لهجه تهرانی دخترک حدس میزدم که باید توی ایران بزرگ شده باشد. درست بود،از سه سالگی ورامین زندگی میکرد. عاشق گوگوش و داریوش بود و میگفت اگر گوگوش بیاید سوئد،شده پول هم قرض میکند و میرود کنسرت گوگوش.

کمی از زندگیش برایمان گفت. از مهاجرت به ایران و بعد از مهاجرت از ایران به سوئد. خیلی زود ماجرای عاشقی اش را برایمان تعریف کرد .از خانه رانده شدنش توسط خانواده اش به خاطر ازدواجش، از چند شب بی سرپناهی اش، از کتک خوردنش و به خانه ی امن زنان پناه بردنش، از شادیش از اینکه به او قول کار نظافت داده اند، از اینکه فقط تا سوم ابتدایی درس خوانده، واو وخواهران دیگر همه عمر از کودکی کار کرده اند تا برادرها درس بخوانند. از رفتاری که توی ایران با او و خانواده اش شده بود، نه به قصد گله که فقط به قصد تعریف کردن ماجرای زندگیش گفت. قصد گله نداشت. حتی لحن صدایش تلخ نبود. فقط داشت قصه زندگیش را میگفت که هرجور که میگفت البته  تلخ بود.

یک لحظه از خودم خجالت کشیدم. از دردهای خودم، از ناراحتی های کوچک و مسخره خودم. وقتی از من پرسید آیا من برای خانواده ام توی ایران پول می فرستم یا نه،حتی بیشتر احساس شرم کردم. او اینجا توی سوئد داشت کار نظافت میکرد تا 4 میلیون تومن جور کند و بفرستد برای شوهرش تا شوهرش به یک قاچاق بر پول بدهد تا او را از مرز رد کند یا مدارک خروج از ایران برایش جور کند. مدارکی که  دولت ایران به پسری که در ایران به دنیا آمده و بزرگ شده نمی دهد. مدارکی که به او اجازه میدهد از کشوری که اینهمه در آن زجر کشیده خارج شود.

با شرمندگی ازاو معذرت خواستم. گفتم از رفتاری که در ایران با افغانی ها میشود فقط خجالت میکشم. یک لحظه فکر کردم چه میتوانم برای این دختر بکنم؟ دیدم در یک بعد از ظهر من نمیتوانم چیزی از آنهمه ستمی که به او رفته است را جبران کنم، پس فقط سعی کردم که یک بعد از ظهر شاد باهم داشته باشیم. توی یوتویوب برایش آهنگهای قدیمی گوگوش را پیدا کردم. کمی جوکهای زنانه گفتیم . از عشقهای زندگیمان حرف زدیم و کمی خواهرانه بودیم.

وقتی که خانه ی دوستم را ترک میکردم، همین طور که باران سرد اکتبر نرم نرم بر سرم میریخت، برای یک لحظه حس کردم که چقدر من در مشکلات حقیرم فرورفته ام. و چه چیزهای توی زندگی من هست که من برایش سپاسگزار نیستم. من که فرصت داشتم که نوزده سال درس بخوانم، من که فرصت داشتم زبان دیگری یاد بگیرم، که عاشق بشوم و دوست پسر داشته باشم،بدون اینکه از خانه رانده شوم.  منی که  شانسش را داشتم که کشورم را وقتی که خواستم ترک کنم، من که هرگز بی خانمان نبودم. من که هیچ شبی بی خانمان، توی مرکز خرید از ترس تا صبح آیه الکرسی نخواندم که مردی به من تجاوزنکند. من که هرگز از برادرم-در بزرگسالی البته- کتک نخوردم. من که هرگز مجبور نشدم توی کفاشی و بلور سازی کار کنم تا برادرم درس بخواند. من که کمی حق و حقوق داشته ام.

خدایا زندگی عادلانه نیست. کمکم کن تا من هم دستی باشم برای عادلانه تر کردن این دنیا.

Advertisements

1 پاسخ به “عدالت زندگی

  1. هليا سلام چند روز پيش دوستي داشت همين را به من مي گفت كه من در مسائل كوچك خودم كه بيشترشان هم ذهني هستند و از ترسها و ضعفهاي خودم هستند غرق هستم و قدر آنچه الان دارم و هستم را نمي دانم اولش عصباني شدم حسابي و حس كردم اين نقد غيرمنصفانه اي است براي اينكه سير زندگي و تجربه هاي مرا در نظر نمي گيرد ولي بعد با خودم فكر كردم من الان خودم را نمي بينم و بلد نيستم ازش لذت ببرم و درش باشم. اين نوشته ات را خواندم برايم خوب بود. راستي شوهر دوست افغانت به كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل در ايران مراجعه نكرده است؟ شايد خودش مي داند و مراجعه كرده شايد هم نه بي اطلاع است … من به تازگي يكي از كارمندان اين كميساريا را ملاقات كردم اتفاقي و برايم گفت كه كارشان اين است كه غيرايرانياني كه در ايران هستند را كمك مي كنند كه از ايران خارج بشوند مخصوصا اگر مهاجر قانوني باشند خوب مي توانند كمك بدهند. اگر توانستي بپرس از اين خانم افغان شايد بشود براي شوهرش كاري كرد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s