دندان شیری

گایا،گربه ام داره دندونهای شیریش میریزه . دیروز برای اولین بار یه چیزی روی میزم دیدم که شبیه دندون گربه بود. امشب هم داشت یه کاغذو همینجوری گاز می زد که یک دندون دیگر جدا شد و افتاد. رفتم گوگل کردم دیدم بله، گربه هم دندان شیری دارد که در سن شش ماهگی یعنی در همین سنی که گایا هست، شروع به افتادن میکند.. عین یه بچه کوچولو 🙂 فقط نمی دانم با اینهمه حساسیت و غذای خشک مخصوص که باید بخوره،اگر همه دندانهاش بیافته چطور میخواهد غذا بخورد؟ یک حسی توی دلم پیدا کردم، شبیه اضطراب.  عین پدر و مادرها که وقتی بچه شان تب میکنند به هم می ریزند و توصیه دیگران را حاضر نیستند قبول کنند که بابا همه بچه ها مریض میشوند،  و خوب می شوند. همش نگرانم ، حس میکنم خیلی لاغر شده.

واقعا بزرگ کردن یه گربه کلی برای خودش قصه داره، واقعا دیگه بچه دار شدن یعنی چی؟ از ته قلبم برای همه پدرها یا مادرهایی که دست تنها دارند بچه بزرگ میکنند، آرزوی صبر و نیرو میکنم. خیلی کار سختی باید باشه، خیلی آنهم دست تنهایی.

Advertisements

2 پاسخ به “دندان شیری

  1. خوبه باز تو با اين گربه ات بچه دار شدن را تجربه مي كني … من نمي دانم چرا هليا از هرچي حس مادرانگيه خالي ام …

    • ای بابا این مادرانگی دست و پا شکسته سر این گربه کجا و یک رابطه انسانی با یک انسان دیگر کجا 🙂 خواهر ای کاش من هم حس مادری نداشتم. حس مادری داشتن بدون مادر بودن سخته

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s