روز از شب زاده می شود

از ارتباط متقابل زبان و اندیشه بسیار گفته اند. از اینکه اندیشه و جهان بینی از زبان زاده میشود، یا زبان است که اندیشه و جهان بینی ما را نقش می زند. من کلامی به آن اضافه نمیکنم، فقط از غرقه شدن خودم در این نظریه  و شیفتگی بیشتر و بیشترم نسبت به زبان فارسی می گویم.
همه ما گاهی شبهای بیداری را تجربه کرده ایم. شبهایی که نه به خواب که  به بیداری گذشته اند. شب فرخنده ای که در بیمارستان در انتظار تولد اولین نوزاد خواهرم بودم، شبی که قلب شکسته ام را در آغوش گرفته بودم و برای عشقی از دست رفته می گریستم. شبی که چمدانهایم در انتظار بودند تا تنها همراه من در سفرم به آن سوی دنیا باشند. در همه این شبهای بیداری، وقتی که ناآرام و قرار از دست رفته به ظلمت شب خیره شده بودم، در انتهای شب دیدم که چطور «خورشید از شب زاده می شود» که شب با تحمل رنج زایمان ، روز را می زاید که روز » زاده می شود» . و حالا در یک شب دیگر از شب بیداریهایم در انتظارم تا همان طوری که در فارسی می گوییم،» روز از شب زاییده شود». و من حس میکنم که چقدر فارسی در من ریشه دوانده که من چه بی دریغ فارسی را دوست می دارم. زبانی که به من می گوید» روز از شب زاده می شود» که شب را مادری می داند که همه روشنی ها را می زاید. .
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s