ایستگاه مرکزی استکهلم

چند روز پیش که توی قطار دیرکرده توی ایستگاه مرکزی نشسته بودم، همینطوری به تابلوی سفید و آبی Stockholm Central نگاه می کردم و منتظر بودم که قطار راه بیافتد و مرا از این ایستگاه و این تابلو دور کند. یک لحظه این تصویر آمد جلوی چشمم که من در آینده در شهر دیگری، نه استکهلم، شاید زوریخ، برلین، لندن، پاریس، تورنتو… سوار قطار خواهم بود و به تابلوی دیگری نگاه خواهم کرد تا مرا از مرکز شهر دور کند و به خانه ببرد.

استکهلم شهر من نیست، ولی حتی تصور این مهاجرت دوباره هم دلم را خالی کرد و میدانم که این کار را خواهم کرد، باز این دل بیچاره را به کندن وا خواهم داشت و با دو چمدان به جای دیگری رخت خواهم بست. این دلک را من خوب می شناسم….

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s