برای آیندگان

این نامه را بدون هیچ تغییری اینجا می گذارم، دلیل شخصی  خیلی دوست داشتنی برای این کار دارم،

سلام ؟؟؟ جان
اقدامات انقلابی من  نتایج انقلابی داشت و من کار را از دست دادم 🙂 که البته در نوع خودش خدمت به آرمانهای انقلاب محسوب میشه ولی از نظر مالی کسی چیزی برای این خدمت به بنده ارایه نمیکنه. اینه که امروز رفتم سر یک کار قدیمی تا کمی حساب بانکی ام را خوشحال کرده باشم.
سفرم طولانی ولی خوب بود. توی راه نمایشنامه های کامو را می خواندم.  بعد از سالها برای اولین بار در فرودگاه استانبول قدم به مسجد گذاشتم و چند ساعتی اونجا خوابیدم. از ترسم کفشهام را هم بالای سرم گذاشتم. تصور اینکه بخواهم پای برهنه برگردم استکهلم کاملا از مخیله ام بیرون بود.
من هم ساعات خوشی را با تو گذاشتم. گرچه از شنیدن ماجرای سفرت و اینکه نتوانستی پولت را ازشان پس بگیری خیلی غصه خوردم. اگر اینطوری چوب حراج نزده بودید به دارایی تان، میشد یه سفر دیگه هم ترتیب داد.
دیدن دوستان خوبه ولی قدیمها طاقت خداحافظی نداشتم ولی می دانی ؟؟؟ دیگه داره پوستم برای خداحافظی هی کلفت تر وکلفت تر میشه.
آخرش یه کرگدن از زیر پوستم در میاد بیرون 🙂
می بوسمت

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s