به روی تخت دراز می کشم و کمی می میرم

به روی تخت دراز می کشم و کمی می میرم

خشنود از آنکه تنها نصیب موشهای خستگی، تن مرده ام است

در انتهای عمیق این رودخانه دیگر  نه سرمایی است و نه خواهشی برای گرما

ارواح صمیمی به جای کابوسهای هراس آلود نشسته اند

به روی تخت دراز می کشم و کمی می میرم

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s