بایگانی برچسب‌ها: برابری

آخرین پست سال 1392

مطمئنا به خاطر دوری از ایران و خانواده، است که درست چند ساعت قبل از سال تحویل چنان فراغتی دارم که بنشینم سر کامپیوتر و به آخرین پست سال 1392 فکر کنم. اگر در ایران بودم،الان در حال انجام یکی از هزاران کاری بودم که درست قبل از سال تحویل باید انجام شود. اما الان در خلوت و فراغتم درست قبل از اینکه برای سال تحویل به دوستی محلق شوم، دوست دارم خیلی سریع کارنامه ام در سال گذشته را مرور کنم.

ولی سال 92 چگونه گذشت؟

زندگی شخصی ام:

سال 92 سال پر فراز  و فرودی بود برای من. در این سال  تصمیم قطعی جدایی از همسر سابقم را داشتم. تجربه مستاجری و دنبال خانه گشتن، تجربه مریضی مادر که خوشبختانه به سلامتی از آن عبور کرد را داشتم. از نظر عاطفی در این سال بسیار رشد کردم. گذاشتم نسیمی بر دلم بوزد حتی به قیمت اینکه دلشکسته شوم، روابطم با خانواده ام تا حد زیادی ترمیم شد و به لطف سختی ها یا شادی هایی که کشیدم به عنوان یک انسان رشد کردم و قد کشیدم.

در کلاسهای تئاتر نیز بسیار آموختم. درباره بدنم، از بدنم، از ذهنم،درباره ذهنم نیز آموختم. تمرینهای طولانی و منظم(یکسال به مدت چند روز در هفته) مرا در تماس منظم و دایمی با مجموعه ای از آدمها قرار داد که به من کمک کرد، توانایی روابط اجتماعی ام را رشد بدهم.

زندگی حرفه ای:

از نظر حرفه ای امسال شاید بهترین سال نبود به جز اینکه تصمیم ام برای دکتری جدی شد. در سال مطالعات فلسفی و اجتماعی ام رنگ جدی تری پیدا کرد و من منظم تر و بیشتر به مطالعه مکتب های فکری روی آوردم که همیشه ذهنم را مشغول کرده بودند.

زندگی سیاسی و اجتماعی:

سال 92 برای ایران سال آسانی نبود.  سالی که رئیس جمهور جدیدی انتخاب کردیم. سالی که تحریمهای کمر شکن ایران،کمی ملایم تر شد. سالی که آلودگی شهرهای بزرگ ایران، به مرز غیرقابل باوری رسید. سالی که نرخ تورم  چهل درصد و حقوق کارگران فقط 20 درصد رشد کرد. سالی که بیش از 400 زندانی در زندانهای  ایران  اعدام شدند. خشونتهای قومی در مرزهای شرقی و غربی کشور شدت گرفت. سالی که سربازهای بی ناممان را به گروگان گرفتند. سالی که برای اکثریت ایرانیان سال سختی بود. سالی که شاید سختی هایش را تا مدتها حس کنیم.

ولی زمان می گذرد و سال 92 نیر تا ساعاتی دیگر برای همیشه می رود. علی رغم همه سختی ها سال 92 را با وجدانی راحت پشت سر می گذارم. از اینکه سال 92 با سختی هایش دارد زحمت را کم می کند،خوشحالم. به مدد تجربه هایم، از سال گذشته قوی تر، مطمئن به نفس ترو امیدوار تر هستم. و از صمیم قلبم آرزو میکنم که در این سال  جدید اندکی صلح، آرامش و عدالت نصیب مردم ایران و جهان بشود و دنیا از این سیاهی نابرابری اش اندکی به سبزی و سرخی عدالت و برادری میل کند.

آمدن بهار را به فال نیک می گیرم و آغوشم را برای سال 1393 باز میکنم، باز باز!!!

 

Advertisements

نا برابری

مساله عدالت، برابری و حق برخورداری از فرصتهای برابر شاید قدمتی به عمر بشریت داشته باشد. هرقدر که زندگی اجتماعی بشر پیچیده تر شد، مساله نابرابریهای اجتماعی نیز پیچیده تر شده است.یک شیوه ساده تر برای نگاه کردن به این نابرابریها این است که ببینیم چطور نهادهای اجتماعی به نحوی از این نابرابریها حمایت می کنند،نهادهایی که ظاهرا قرار است در خدمت انسانها باشند، تبدیل به ابزارهایی برای خدمت به بعضی از » افراد بشر» میشوند و مناسبات بشری را به نحوی تنظیم می کنند که منافع عده ای/طبقه ای همیشه تامین شده و نوع خاصی از روابط اجتماعی که تضمین کننده منافع طبقات یا گروههای خاصی هستند،همچنان پا برجا بمانند.

یکی از مهمترین این مسایل، مساله آموزش است. این مساله که چطور فرصتهای آموزشی از نظر جغرافیایی، طبقاتی و اجتماعی متغییر است، می بینیم که تلاش و استعداد فردی عامل بسیار کوچکی در موفقیتهای تحصیلی و به تبع بعدا، موفقیتهای شغلی و اجتماعی است. موفقیتهای تحصیلی در کنار شبکه روابط اجتماعی که فرد عمدتا از طبقه اجتماعی خود/روابط خانوادگی و دوستانه کسب می کند، در سرنوشت حرفه ای فرد نقش کلیدی بازی میکنند.

فردی که در این شبکه روابط به دنیا می آید،خیلی پیشتر از آنکه خود حتی بتواند به آن آگاه باشد از مزایای سیستمی برخوردار میشود که موقعیت و موفقیت او در سیستم را تضمین می کنند. در کنار سیستم آموزشی، سیستم ایدئولوژیکی جامعه این تبلیغات را در جامعه می پراکند که موفقیت امری فردی است و با تلاشهای فردی قابل تحصیل. چنین امری گرچه غیر ممکن نیست ولی برای بخش بسیار بزرگی از جامعه قابل دسترسی نیست. این مساله میتواند به فشار مضاعفی بر افرادی که در طبقات پایین جامعه هستند تبدیل شود،چرا که  ایشان را از دیدن تصویر کلی نابرابرهای محروم کرده و مساله فقر و نابرابری را به مسایل فردی تقلیل می دهد. این سیستم تضمین میکند که فقر موروثی باشد چنانکه موفقیت و ثروت. پدر و مادرهای موفق، فرزندان موفق دارند، همانطور که پدر و مادرهای فقیر فرزندان فقیر می زایند و می پرورند.

این آن چیزی است که دوست دارم در رساله دکترایم درباره اش بنویسم. برای آنکه بتوانم این دنیا را شاید کمی عادلانه تر کنم. شاید کمی زیباتر.

به قول شاعر بزرگ آزادی و عدالت:

«نه عادلانه نه زیبا بود
جهان
پیش از آن که ما به صحنه برآییم.

به عدلِ دست‌نایافته اندیشیدیم
و زیبایی
در وجود آمد.»

احمد شاملو